دانلود سریال به سوی جنوب

دانلود سریال به سوی جنوب با لینک مستقیم و پر سرعت و رایگان و واقعی

خلاصه داستان : یک افسر کانادایی به نام بنتون فریزر با بازی پل گراس برای پیدا کردن قاتل پدرش به شیکاگو آمریکا میره و همراه سگش و همکار ایتالیاییش با نام ری وکیو با بازی دیوید مارسیانو ماجراهای زیادی رو میگذرونه .

توضیح مختصر : این سریال نسخه پخش شده از شبکه نمایشه

لینک سایت تلوبیون ( تماشا آنلاین و دانلود رایگان )

لینک سایت نماشا ( تماشا آنلاین و دانلود رایگان )

گردآوری : surenamb

چرا "به سوی جنوب" ماندگار شد؟

این پست درآمدی ست بر سریال به سوی جنوب به قلم عطیه عزیز.

ویرایش، تهیه و تنظیم: شیوا

با دیدن این سریال باید از خیلی ها تشکر کرد
از کارگردان و همه ی دست اند کاران این سریال که از سختی های ساخت این فیلم نترسیدند .
از صدا و سیما و به ویژه مسئولین شبکه ی سه که در انتخاب و خرید سریال های خارجی بسیار خوش سلیقه و دقیق عمل میکنند .
از مترجمین محترم که به زیبا ترین و روانترین شکل ممکن این فیلم را به زبان مادری ما برگرداندند ،
مدیر دوبلاژ گرامی ، کلیه ی هنرمندان عزیز در عرصه ی دوبله و آقای ژرژ پطروسی محترم (گوینده ی نقش بنتون فریزر)
اما بیشتر از همه خداوند مهربان را شکر و سپاس میگوییم چراکه تنها با خواست و اراده ی او ، همه ی عوامل در شرق و غرب گیتی دست به دست هم دادند تا این سریال زیبا پیش چشم ما قرار گیرد...

متن کامل

منبع : http://duesouth.blogfa.com/

به سوی جنوب

اگر یادتون باشه، چندسال پیش یک مجموعه کانادایی از تلویزیون پخش شد به اسم به سوی جنوب که داستان یک پلیس کوهستان کانادا به نام بنتون فریزر که در جستجوی قاتل پدرش به شیکاگو میاد و از طریق کنسول‌گری کانادا با پلیس شیکاگو همکاری میکنه.

این سریال در چهار فصل، تولید و نمایش داده شد که حدوداً سه فصلش در ایران به نمایش دراومد..
Ray Veccio (ری وکیو) کاراگاه پلیس شیکاگو، همکار Fraser رو بازی میکرد که دو فصل اول و دو فصل دوم با بازیگرهای متفاوتی به روی آنتن رفت. فصل اول که در سال 1994 نمایش داده شد، با معرفی شخصیت فریزر به عنوان یک پلیس دقیق و یک انسان متفاوت که از روش‌های مختص خود

برای گیر انداختن تبهکاران استفاده میکنه و با تبع ویژه‌ی کانادایی‌ش روی تک تک شخصیت‌های آمریکایی داستان تاثیر می‌ذاره. البته در این بین، به خاطر برخورد زیادی جنتلمنانه‌ش خیلی وقت‌ها مورد تمسخر اونها هم قرار میگیره. فرهنگ غالب کانادا، ابزاری میشه برای کنایه به رفتارهای بعضاً نادرست آمریکایی‌ها و یکی از رشته‌های اصلی داستان. بطور مثال، هروقت که فریزر حرفی میزنه، با تاکید همکارانش روبرو میشه مبنی بر اینکه “اون کاناداییه، هیچ وقت دروغ نمی‌گه!” و به این شکل، فرهنگ آمریکا و بخصوص شیکاگو رو دست‌آویز تمسخر خودش قرار می‌ده. البته از اونطرف هم سادگی بیش از حد کانادایی بنتون قریزر رو دست می‌ندازه و تو خیلی موقعیت‌ها، اعتماد غیرمنطقی اون رو به کسانی که نمی‌شناسه به نقد می‌کشه.
در این بین، احساسات یکطرفه‌ی زنان مجموعه در قبال Fraser هم، به تازگی و هیجان‌انگیز شدن ماجراها کمک می‌کنه. یکی از کسانی که از ابتدای مجموعه تا آخرین قسمت اون، عشق سیری‌ناپذیر به فریزر ابراز می‌کنه فرانچسکا وکیو، خواهر همکار فریزره که به هرطریق ممکن، سعی در به دست آوردن دل او می‌کنه. رییس کنسولگری کانادا هم، زنیه که تلاش میکنه با خوی رییس‌مآبانه‌ش، علاقه‌ش به فریزر رو مخفی نگه داره. اما در نهایت بهش دل می‌بازه. تنها ماجرایی که فریزر، احساسات عاشقانه‌ی عمیق خودش رو بروز می‌ده، یک ماجرای دوقسمتیه که در اون Fraser، تنها عشق زندگی‌ش رو بعد از مدتها بی‌خبری، در شیکاگو ملاقات می‌کنه. دختری که فریزر همیشه تابع قانون، او رو به زندان فرستاد تا دوران محکومیتش رو تموم کنه. و حالا دخترک برگشته تا دوران جدیدی رو با فریزر شروع کنه * .در مجموع، بی‌تفاوتی فریزر در مقابل پیشنهادهایی که بهش میشه و تلاش برای دور موندن از وسوسه‌های اطرافش، نوعی ابهت و پرستیژ به او می‌ده که تا پایان مجموعه ادامه پیدا می‌کنه.

کل مجموعه‌، نمایش آزمونی برای سنجش صداقت و تحمل فریزر در مقابل بی‌عدالتی‌ها و رفتارهای نادرست محیط اطرافشه. حوادثی که به وقوع می‌پیوندند، مجموعه رو چیزی بین یک درام پلیسی و یک مجموعه کمدی ، معلق نگه میداره. ورود روح پدر فریزر به داستان، کمی تخیل رو به اون اضافه می‌کنه. پدری که در زمان حیاتش، توجه زیادی به پسرش نشون نمی‌داده و حالا بعد از مرگش سعی میکنه که وظایف پدریش رو با نصیحت‌های بعضاً بی‌فایده و قابل‌چشم‌پوشیش یا کمک‌های حیاتی انجام بده. تنش بین پدر و پسر در موقعیت‌های مختلف بوجود میاد و مثلاً در یک صحنه، بنتون فریزر با پرسیدن اینکه آیا در دنیای بعد از مرگ، مشاور روانشناس وجود نداره؟! از پدرش، موعظه‌های اون رو مورد نصیحت قرار میده.
نویسنده و کارگردان این مجموعه پل هگیس کارگردان نام‌آشنای فیلم‎ اسکاری تصادف (Crash)ه که خیلی‌هاتون اونو دیدین. البته به ‌سوی‌جنوب از سال 1994 تا 1999 تولید و پخش شد و تصادف مربوط به 2005 میشه. در کارنامه‌ی Paul Haggis، فیلمنامه‌ی دیگر فیلم اسکاری یعنی Million Dollar Baby به کارگردانی کلینت ایستووده. فیلمنامه‌ی دو جیمزباند اخیر ، یعنی کازینو رویال و Quantum of Solace و فیلم دیگر ایستوود “نامه‌هایی از ایوجی‌ما” هم کار دست هگیس هستند. امسال هم فیلمنامه‌ی رستاخیز ترمیناتور رو در نوبت اکران داره.
چیزی که از آثار پل هگیس می‌شه برداشت کرد، نگرش منتقدانه او نسبت به جامعه‌ی آمریکایی و مشکلات و تضادهای رفتاری‌ایه که تو اون وجود داره. این نگرش رو می‌شه در به سوی جنوب به وضوح مشاهده کرد.
شاید موسیقی متن فیلم به سوی جنوب، یکی از شنیدنی‌ترین موسیقی‌های مجموعه‌های تلویزیونی باشه. برگرفته از سبک کانتری که موسیقی غالب کوهستان‌های کاناداست، تم اصلی مجموعه هم در همین سبک ساخته شده. به غیر از آهنگی که در تیتراژ ابتدایی شنیده‌اید، موسیقی پایان فیلم هم بر اساس همون تم با صدای Jay Semeko اجرا میشه.
در طول مجموعه‌ هنرمندان مختلفی، روی قسمت‌های اون ترانه‌های خودشون رو اجرا کرده‌ه‌ن که معروف‌ترینشون سارا مکلکلن (Sara McLachlan) خواننده‌ی کانادایی و Loreena McKennitt هستند.

منبع : http://forum.cinemacenter.ir/thread1150.html

به سوی جنوب

سریال به سوی جنوب جزو آن دسته از مجموعه‌های تلویزیونی خارجی است که در زمان پخش اول آن طرفداران زیادی پیدا کرد و همین استقبال باعث شده‌است تا پس از گذشت چند سال شاهد پخش مجدد آن باشیم.

در سال‌هایی که حضور سریال‌های پلیسی آلمانی، اتریشی و فرانسوی در تلویزیون ما به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کرده بودند، یک سریال کانادایی به نام به سوی جنوب توجه خیلی‌ها را به خود جلب کرد. این بار خبری از کمیسرها و کارآگاه‌های کلاسیکی نبود که همگی کت و شلوار پوشیده و خیلی منظم و باادب و بامتانت دنبال سارق، قاتل و کلاهبردار می‌گشتند بلکه 2 مامور پلیس به نام‌های بنتون فریزر و ری وکیو وجود داشتند که هرکدام شخصیت و ویژگی‌های منحصربه‌فرد و جدیدی داشتند.

ری ماموری شلخته‌، بی‌انضباط و پرادعا اما دوست‌داشتنی و جذاب است که البته در بسیاری از امور مثل تیراندازی و رانندگی و البته پرحرفی مهارت ویژه‌ای دارد و در کنار او فریزر، ماموری بلندمرتبه از کشور کاناداست که کاملا برعکس او انسانی منظم، باادب، باهوش و صبور است. در حقیقت هر دو اخلاقیاتی دارند که در ماموریت‌ها و قسمت‌های مختلف این سریال به کمکشان می‌آید و به نوعی مکمل یکدیگر هستند. همین نکته کافی است تا باور کنیم این سریال یکی از بهترین شخصیت‌پردازی‌های سریال‌های پلیسی را در زمان خودش داشته است. همین که از میان تعداد زیاد سریال‌های پلیسی که در جهان ساخته می‌شوند سریالی اینچنینی تولید شود که شخصیت‌های پلیسش دوست‌داشتنی باشند و تماشاگر به آنها و رفتار و شخصیت‌شان علاقه‌مند شود، یعنی سریالی متفاوت و البته موفق؛ در حالی است که بیشتر سریال‌هایی با مضامین و داستان‌های پلیسی و جنایی معمولا کاراکترهایی عبوس و خشک دارند که فقط قابلیت دارند تماشاگر را با خود همراه کنند، اما هیچ‌گونه جذابیتی ندارند و اگر در انتهای هر قسمت موفق به رمزگشایی از پرونده پلیسی یا جنایی‌شان نشوند امکان ندارد تماشاگر برایشان وقت بگذارد. اما شخصیت‌پردازی این دو پلیس به‌گونه‌ای است تماشاگر نه فقط به خاطر پایان‌های خوش و موفقیت‌آمیزشان بلکه در طول هر داستان جذب آنها می‌شود. البته طنز ظریفی که در داستان‌ها تزریق شده است نیز در این جذابیت نقش مهمی دارد.

فیلمنامه این اثر، مهم‌ترین دلیل موفقیتش است. سریال در کنار شخصیت‌پردازی خوب و جذاب، داستان‌های متفاوت و غیرکلیشه‌ای نیز دارد. لوکیشن‌ها و فضاسازی نیز از آن دهکده‌ها، خرابه‌ها و کارخانه‌های متروکه سریال‌های آلمانی فاصله گرفته و داستان‌هایش را وسط کلانشهر‌ها برده و همین تنوع بصری نیز یکی دیگر از دلایل جذابیت این سریال به شمار می‌آید.

تکرار این‌گونه سریال‌ها در ساعاتی که الزامی برای پخش آثار جدید و روز وجود ندارد نه‌تنها ایرادی ندارد که حس و حال خوبی هم به تماشاگرانی که در گذشته این آثار را می‌دیده‌اند، می‌دهد. البته در صورتی که این سریال‌ها مانند همین سریال به سوی جنوب جزو آثار خاطره انگیز باشند.

حسین گودرزی

منبع : http://www1.jamejamonline.ir/

به سوی جنوب : پليسي در جستجوي قاتل پدر

به سوی جنوب

شاید کمتر کسی بداند مجموعه موفق و پربیننده دهه 90 کانادایی «به سوی جنوب» محصولی از پل هگیس کارگردان فیلم اسکاری «تصادف» است. هگیس که فعالیت‌های هنری خود را در دهه 80 میلادی از تلویزیون کانادا شروع کرد، خالق اصلی مجموعه به سوی جنوب است. این مجموعه تقریبا بیستمین کار هنری او در مقام فیلمنامه‌نویس است. صنعت تلویزیون کانادا از این مجموعه به عنوان یکی از بهترین و موفق‌ترین محصولات کل تاریخ خود اسم می‌برد. این کمدی درام اجتماعی با مضمون پلیسی خود، پل گراس چهره مطرح تلویزیونی کانادا را در نقش اصلی دارد و پس از پخش اولین فصل آن در سال 1994، آنچنان با استقبال عمومی روبه‌رو شد که تهیه‌کنندگانش بلافاصله تولید فصل‌های بعدی را آغاز کردند.

پخش این مجموعه تا سال 1999 ادامه پیدا کرد و پس از پایان فصل چهارم، پخش آن متوقف شد. علت قطع پخش مجموعه نه به دلیل کاهش استقبال تماشاگران که به خاطر نبود قصه و ماجراجویی تازه برای ادامه دادن اپیزودهای آن بود. سازندگان مجموعه در سال 1999 با اعلام این که دیگر قصه‌ای برای فصل‌های جدید ندارند و مایل نیستند به تکرار قصه‌های قبلی بپردازند (و باعث کلیشه‌ای شدن قصه و حال و هوای آن شوند) به‌‌رغم میل باطنی خود دست به توقف تولید مجموعه می‌زنند. این اقدام سازندگان مجموعه با واکنش منفی تماشاگران تلویزیون و طرفداران خود مجموعه روبه‌رو شد. ولی منتقدان تلویزیونی با تحسین تهیه‌کنندگان به سوی جنوب، از اقدام آنها به عنوان یک حرکت شجاعانه اسم بردند. زمانی که آخرین قسمت مجموعه سال 1999 به روی آنتن رفت، کلا 67 اپیزود از «به سوی جنوب» پخش و با استقبال عمومی روبه‌رو شده بود.

ادامه نوشته