سگ پلیسی که ناشنواست

خط اصلی قصه مجموعه در شیکاگو اتفاق می‌افتد و شرح ماجراجویی‌های بنتون فریزر (با بازی پل گراس) را دنبال می‌کند. او یک مامور وظیفه‌شناس اداره پلیس کاناداست که مورد تایید و حمایت مسوولان خود می‌باشد و سخت در تلاش است تا وظیفه‌اش را به نحو احسن انجام دهد. او با یک کارآگاه پلیس به نام ریموند همکاری می‌کند که از کارمندان واحد پلیس شیکاگو است. وظیفه اصلی این دو، مقابله با جرایم و جنایت‌های سنگین و سبک و حل عادلانه و عاقلانه آنهاست. سومین فرد این گروه یک سگ نگهبان باهوش سفید، اما کر است. از فصل سوم مجموعه، شخصیت فریزر همکاری خود را با یک کارآگاه تازه به نام استنلی شروع می‌کند که نقش آن توسط کالوم رنی بازی می‌شود. در حقیقت، او یک جورهایی جای کارآگاه ریموند را (که همکار او در واحد پلیس شیگاگو است) می‌گیرد. محدوده فعالیت این گروه 3 ‌نفره، مناطق خوش‌آب و هوا و سرسبز کوهستانی مرزی است. اما دلیل اصلی حضور بنتون فریزر در این مکان، چیز دیگری است. او راهی شیکاگو می‌شود تا قاتل پدر خود را پیدا کند، ولی خیلی زود متوجه می‌شود همکاران تازه‌اش توجه چندانی به او ندارند و مایل به یاری او نیستند. به نوعی، شیکاگو تنها مکانی است که بنتون فریزر برای انجام ماموریت‌های خود می‌تواند برود. اما مشکلات پیش‌بینی نشده‌ای که برایش اتفاق می‌افتد باعث می‌شود به این نتیجه برسد که هنوز راه درازی تا رسیدن به یک وضعیت عادی دارد.

قصه به سوی جنوب پس از معرفی شخصیت اصلی خود بنتون فریزر، سراغ خلق رابطه‌ای کاری بین او و همکاران تازه‌اش می‌پردازد. به موازات این موضوع، در هر قسمت مجموعه اتفاقی در محدوده کاری فریزر رخ می‌دهد که او باید با یاری همکار تازه‌اش آن را حل کند. برخی از این اتفاقات به نوعی در ارتباط با موضوع قتل پدر فریزر (که خودش از ماموران وظیفه‌شناس اداره پلیس کانادا بوده است)‌ می‌باشد و برخی خیر. در تلاش برای پیدا کردن سرنخ‌هایی از این جنایت، فریزر موفق به کشف فسادی می‌شود که در بین برخی از اعضای اداره پلیس وجود دارد.

رسوایی مربوط به این مساله عظیم است، ولی فریزر نمی‌تواند نسبت به افشای آن بی‌تفاوت باشد. دنبال کردن این موضوع به صورت طبیعی دردسرهای زیادی برای فریزر خلق می‌کند. منتقدان تلویزیونی می‌گویند تفاوت‌های بسیار زیادی بین نوع قصه‌گویی به سوی جنوب با مجموعه‌های مشابه آمریکایی دارد. دلیل اصلی این تفاوت را باید در تفاوت‌های فرهنگی و جامعه آمریکا و کانادا جستجو کرد. اما با این حال، مجموعه هم در آمریکا و هم در دیگر کشورهای جهان (هم اروپا و هم آسیا)‌ با واکنش مثبت تماشاگران همراه بود. نکته‌ای که منتقدان توجه و تاکید زیادی روی آن دارند، نوع شخصیت‌پردازی بنتون فریزر است که قالب تازه‌ای از یک مامور پلیس را به نمایش می‌گذارد و شکل تازه‌ای از آن را ارائه می‌دهد.

تله‌فیلمی که سریال شد

پل هگیس، خالق به سوی جنوب ـ که تعداد زیادی از فیلمنامه‌های اپیزودهای مختلف مجموعه را نوشت ـ درباره آن می‌گوید: «در اصل قرار بود به سوی جنوب به صورت یک ‌فیلم سینمایی تلویزیونی 2 ساعته و تک‌قسمتی تولید شود.

اصلا بنا نبود که این فیلم تلویزیونی تبدیل به یک مجموعه دنباله‌دار شود و تا 4 فصل نمایش آن ادامه پیدا کند. ولی پس از پخش این فیلم سینمایی بقدری از آن استقبال شد که توانست رکورد تماشاچی را بشکند و تبدیل به یکی از موفق‌ترین و محبوب‌ترین کارهای رسانه تلویزیون شود. تماس‌های تلفنی بی‌شماری به شبکه سی.تی.وی (تهیه‌کننده فیلم)‌ شد که می‌پرسیدند آیا این فیلم سینمایی مقدمه‌ای برای پخش یک مجموعه تلویزیونی است یا خیر. مجموعه این عوامل، تهیه‌کنندگان این فیلم سینمایی را به این فکر انداخت که یک مجموعه تلویزیونی براساس قصه و شخصیت‌های آن تولید کنند. بلافاصله تهیه‌کنندگان فیلم با من تماس گرفتند و مرا در جریان کل مساله قرار دادند. یادم می‌آید که تعداد زیادی از پیام‌های تماشاگران را هم برایم پخش کردند. متقاعد شدم که فیلمنامه مجموعه را بنویسم و ماجراجویی‌های بنتون فریزر را ادامه دهم. زمان نگارش فیلمنامه به این نکته مهم توجه داشتم که قصه آن را به گونه‌ای بنویسم که فقط برای بیننده کانادایی جذاب نباشد و تماشاگران غیرکانادایی را هم جذب خود کند.

گراس: فکر می‌کنم بیشترین کسی که از موفقیت بالای فیلم تلویزیونی به سوی جنوب خوشحال شد من بودم. در آن ایام به دنبال بازی در یک مجموعه تلویزیونی دنباله‌دار و موفق بودم و به سوی جنوب دقیقا همان چیزی بود که می‌خواستم

به این ترتیب، به سوی جنوب، حیات تازه‌ای را در دل صنعت تلویزیون کانادا آغاز کرد و رسانه این کشور را به مرحله‌ای از موفقیت رساند که تا قبل از آن نتوانسته بود به چنین مقام و مرحله‌ای دست پیدا کند. به سوی جنوب، اولین مجموعه کانادایی است که توانست در بهترین ساعات پخش برنامه‌های تلویزیونی در آمریکا به روی آنتن برود. این اتفاق در شرایطی رخ داد که شبکه‌های بزرگ تلویزیونی آمریکا تا قبل از آن، فقط محصولات و تولیدات خود را در بهترین و پربیننده‌ترین ساعات کاری خود پخش می‌کردند. پخش فصل اول مجموعه از اواخر سال 1994 در کانادا شروع شد و به فاصله مدت زمان کوتاهی از آن در آمریکا هم به روی آنتن رفت. پخش مجموعه در آمریکا، حکم یک چالش را برای شبکه تلویزیونی سی.بی.اس داشت. این مجموعه با وجود رقبای ریز و درشت آمریکایی خود، توانست تماشاگران زیادی پیدا و این چالش را به نفع خود حل کند. شبکه سی.بی.اس در امر تولید به سوی جنوب سرمایه‌گذاری هم کرد. اما پس از پایان فصل اول (که برخلاف بقیه مجموعه‌های تلویزیونی که معمولا در 13 اپیزود تولید می‌شوند، دارای 24 اپیزود بود) مسوولان سی‌.بی.اس گفتند برای فصل دوم روی آن سرمایه‌گذاری نخواهند کرد. ولی این موضوع مدت زمان زیادی دوام نیاورد. موفقیت کلان به سوی جنوب در کانادا و انگلستان، مسوولان سی.بی.اس را مجاب و وادار کرد که در تولید فصل دوم هم سرمایه‌گذاری کنند.

آرزوی بازیگر برآورده شد

استقبال خوب تماشاگران از به سوی جنوب باعث شد تا تعداد بیشتری از تهیه‌کنندگان بین‌المللی مشتاق سرمایه‌گذاری روی فصل‌های بعدی آن شوند. سازندگان مجموعه هم در سال 1997 یک استراحت کوتاه به عوامل آن دادند و بین زمان پخش 2 فصل دوم و سوم یک وقفه چندماهه افتاد. در شرایط جدید شبکه انگلیسی بی.بی.سی هم به جمع عوامل تولید آن پیوست و 2 شرکت فرانسوی و آلمانی هم به این جمع وارد شد. با این ترکیب همکاری جدید بین‌المللی بود که به سوی‌جنوب صاحب 2 فصل دیگر شد. اخیرا شنیده می‌شود که تهیه‌کنندگان اصلی مجموعه قصد احیای آن را دارند و می‌خواهند با همکاری عوامل جدید و جوان، فصل پنجم آن را هم تولید کنند. پل هگیس چندین طرح در این رابطه دارد ولی اعلام کرده به عنوان فیلمنامه‌نویس فعال و دائم با این پروژه همکاری نخواهد کرد. با وجود نقدهای خوب و مثبت منتقدان آمریکایی و برخورد گرم تماشاگران این کشور با مجموعه به سوی جنوب هیچ وقت تبدیل به یک کار بسیار موفق در حد خود مجموعه‌های آمریکایی نشد با این وجود، نوع استقبالی که بینندگان آمریکایی از این مجموعه کردند، شبکه‌ها و تهیه‌کنندگان تلویزیونی آمریکا را هم متعجب کرد و هم حسادتشان را برانگیخت.

پل گراس، بازیگر اصلی مجموعه درباره نقش خود چنین می‌گوید: «فکر می‌کنم بیشترین کسی که از موفقیت بالای فیلم تلویزیونی به سوی جنوب خوشحال شد من بودم. در آن ایام به دنبال بازی در یک مجموعه تلویزیونی دنباله‌دار و موفق بودم و به سوی جنوب دقیقا همان چیزی بود که می‌خواستم. شاید باور نکنید، ولی هنگام بازی در نسخه سینمایی تلویزیونی به سوی جنوب احساس می‌کردم که در حال بازی در یک مجموعه هستم و این قصه دنباله‌های زیادی به همراه خواهد داشت. یادم نمی‌آید این موضوع را به پل هگیس و بقیه گفتم یا نه. ولی یک روز پل به من زنگ زد و گفت آرزویت برآورده شده و قرار است به سوی جنوب تبدیل به یک مجموعه تلویزیونی شود. فکر می‌کنم علت اصلی موفقیت مجموعه در لحن معترض و نوآور آن بود. برای اولین بار، تماشاگران روی صحنه تلویزیون قصه و شخصیت‌هایی را می‌دیدند که تا قبل از آن، هیچ وقت در تلویزیون دیده نشده بودند.»

این بازیگر تلویزیونی در زمانی مشغول بازی در به سوی جنوب شد که بیش از 10 سال بود فعالیت تلویزیونی خود را شروع کرده بود و در بیش از 15 مجموعه و فیلم تلویزیونی (و همچنین فیلم سینمایی) ظاهر شده بود. او قبل از بازی در مجموعه، لقب یکی از بازیگران مطرح تلویزیونی را از آن خود کرده بود و همین مساله، فاکتور مهمی برای انتخاب او برای ایفای نقش بنتون فریزر بود. پل گراس بعد از پایان مجموعه به سوی جنوب همچنان به فعالیت‌های هنری خود ادامه داد و در بیش از 20 مجموعه بازی کرد. تازه‌ترین کار وی جمهوری دویل از کارهای موفق یک سال اخیر تلویزیون کانادا بوده است.

پل هگیس فعالیت هنری خود را از سال 1980 با شبکه‌های تلویزیونی کانادا به عنوان فیلمنامه‌نویس شروع کرد. تا سال 1994 که به سوی جنوب به روی آنتن برود، او برای بیش از 20 مجموعه تلویزیونی فیلمنامه نوشت. تا آن زمان او توانسته بود نام خود را به عنوان یک فیلمنامه‌نویس خوشنام و سرشناس تلویزیونی مطرح کند. وی حتی پس از آن که وارد دنیای سینما شد و به عنوان یک فیلمساز سینما نام و اعتباری برای خود کسب کرد، به همکاری خود با این رسانه ادامه داد و هنوز هم به عنوان فیلمنامه‌نویس و خالق مجموعه‌های تلویزیونی فعالیت می‌کند. او از سال 2000 تا به حال با 3 مجموعه تلویزیونی همکاری داشته که آخرین آنها «دانیلی‌های سیاه» در سال 2007 از تلویزیون کانادا پخش شد. هگیس اولین مجموعه تلویزیونی خود در مقام کارگردان را در سال 1990 ارائه کرد که به دورانی قبل از پخش به سوی جنوب برمی‌گردد.

او چندین قسمت از این مجموعه را هم در کنار 8 کارگردان دیگر آن کارگردانی کرد. هگیس بعد از کارگردانی 3 مجموعه تلویزیونی دیگر در فاصله سال‌های 1996 تا 2004، در این سال تصادف، اولین فیلم سینمایی خود را جلوی دوربین برد. این فیلم ضدنژادپرستانه موفق شد اسکار بهترین فیلم سال را از آن خود کند. پس از آن، او 2 فیلم سینمایی دیگر را کارگردانی کرد و در بین آنها به عنوان کارگردان پشت دوربین فیلم سینمایی تلویزیونی «ما برای هائیتی یک جهان هستیم»‌ قرار گرفت این فیلم برای ملت هائیتی در ارتباط با مشکلات اقتصادی و غذایی آن ساخته شد.

تی‌وی‌گاید / مترجم : کیکاووس زیاری

منبع : http://www1.jamejamonline.ir